سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
261
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
شرح تسهيل علّت آن را اينطور آورده كه : لقب غالبا از اسم غير انسان منقول مىباشد همچون « بطّة » به معناى اردك و « قفّه » پنبهدان را مىگويند ، حال اگر لقب را براسم مقدّم كنند سامع چنين مىانگارد كه مقصود از آن معناى اصلى مىباشد در حالى كه وقتى آن را از اسم مؤخّر بياوريم از اين اشتباه و توهّم در امان هستيم لهذا نبايد از اين حكم عدول نمود . سؤال اگر حكمى كه گذشت و گفته شد در صورت اجتماع لقب با اسم بايد لقب را مؤخّر بياوريم قطعى و مسلّم است پس چرا در قول حبوب لقب براسم مقدّم شده : بانّ ذا الكلب عمروا خيرهم نسبا * ببطن شريان يعوى حوله الذّنب يعنى خبر بده بقبيله هذيل كه ذا الكلب كه اسمش عمرو است از حيث نسب بهترين اين قوم مىباشد كه در وادى شريان زندگى نموده و از خصوصيّت اين وادى آنكه اطرافش آواز و صداهاى گرگان مىآيد . شاهد در « ذا الكلب » است كه لقب بوده و بر « عمرو » يعنى اسم مقدّم شده . جواب تقديم لقب براسم در قول شاعر مذكور شاذّ و نادر است . سپس شارح گويد : امّا تقديم لقب بركنيه جايز است چنانچه عكس آن يعنى تقديم كنيه برلقب نيز بلا مانع مىباشد . پس از آن مىافزايد :